کاش بودی بابا . . . کاش بودی برات روز پدر هدیه می گرفتم

کاش بودی بابا سرمو رو پاهات می گذاشتم و اون نوازش معروف پدرانه رو گیسوهام حس می کردم

کاش بودی بابا . . .اون وقت دیگه سهمیه هم نمی خواستم دیگه وام 4درصدی و .... نمی خواستم بخدا بابا قول می دم کاش بودی

کاش بودی بابا . . .کاش بودی برات حداقل یک جوراب یا زیر پوش که می خریدم

کاش بودی بابا . . .دیگه اون وقت هیچ وقت یاسین نمی پرسید من جرا بابا جون ندارم و امیر محمد و فاطمه یکی دارن .....آخه بمیرم پسرم دو تا بابا جونش رفتن

کاش بودی بابا . . .اون وقتی که مجبور بودم به بهانه ای گریه کنم سرم رو پاهات می گذاشتم نه الان که بهونه ام شده زیارت عاشورا

کاش بودی بابا . . .اون وقت دیگه مامان زود موهاش سفید نمی شد

کاش بودی بابا . . . همش کاش بودی بودی بابا کاش کاش

بچه ها عید باباهاتون مبارک دلم گرفته کاش بابام بود

کاش بودی بابا . . .اون موقع که پسرت بهت احتیاج داشت دیگه مجبور نبود

قبل از گوش دادن ابتدا از منوی سمت چپ آهنگ وبلاگ راstop, سپس ویدئو زیر را play نمایید

 

[ یکشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٤:۱٥ ‎ب.ظ ] [ دو فرزند شهید (جواد و آمنه) ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دو فرزند شهید (جواد و آمنه) در سال 84 ازدواج کرده اند و در این وبلاگ دلنوشته های خود را می نویسند