سلام این روزها دهه فجره و حال و هوای خودش اما یه سئوال ..... شده بشینین تو یه جمع بشنوید گوشت شده 22000 تومن یادش بخیر زمان اون خدابیامرز بود 2تومن و چلوکباب بود 2 زار اینم از برکت انقلابه ؟ عکس العملتون چیه ؟ اگه الان 57 بود و شما 33 ساله تون بود انقلاب می کردید  ؟ نمی دونم چرا بعضیها فکر میکنن برای ارزون شدن گوشت نون و آب و.... انقلاب شده ؟ ما که نبودیم شاید هم شده ها ؟ اما میدونم اگه شده باشه 33 سال گذشته روز به روز گرون تر که میشه و شرایط سختر پس چرا هر 22 بهمن از سال قبلش پر شور تره ؟ بیایین با خودمون رو راست تر باشیم ما که نبودیم اما اونا که بودن برای اینا انقلاب نکردند اگر برای اینها هم بوده حتما علت عمدش نبوده بله قبول دارم که انقلاب نکردیم که گرون بشه و یا تحریم بشیم قطعا یکی از اهداف انقلابها گذر به شرایط بهتره اما چه اتفاقی افتاده (بازم می گم من نبودم گیرم که شرایط هم بدتر شده از لحاظ اقتصادی) اما اون چی بوده که از این بدتر شدن شرایط اقتصادی هم مهمتره که پاش واستادیم

در اینجا نمی خوام بگم برای چی بوده  چرا که باید هر کی خودش بره سراغش تا پیداش کنه سئوال من چیز دیگه است بله یه چیز به من و شما نسل سومیها ارتباط داره حالا که پدرای ما انقلاب کردند. نقش ما در برابر این انقلاب چیه؟

 آیا باید رهاش کنیم و بگیم می خواستن انقلاب نکنن.

تازه کی گفته انقلاب خوبه بد بخت شدیم تو دنیا هیچ سهمی نداریم. اقتصادمون که تحریمه، علم هم که تحریمه، توریسم تو کشورمون صفره ، جنگ تحمیلی و 200 هزار شهید که تازه هم تموم نشده و هر از چند گاهی بوی شهادت می پیچه و اگر از این دیدگاه نگاه کنیم شاید هزارتا یا بیشتر از این جملات نا امید کننده به ذهن میاد که بنویسیم حالا من از شما می خوام که من رو تو نوشتن این مطلب کمک کنی؟

راستی ما باید در برابر انقلاب چه نقشی رو ایفا کنیم؟ روک و پوس کنده بگید

رها کنیم بادا باد یا بهتر میشه یا از این بدتر که نمیشه !

مثل پدارمون ادامه بدیم مثل اینکه تا حالا ادامه دادند

و........

یادمان باشد

در سراسر دنیا ، انقلابها نشان داده اند که قدرت از آن کسانی نیست که گلوله را شلیک میکنند، بلکه قدرت واقعی از آن کسانی ست که قلب خود را برای آن گلوله ها آماده کرده اند .

 

منتظریم .......

[ پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ] [ دو فرزند شهید (جواد و آمنه) ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دو فرزند شهید (جواد و آمنه) در سال 84 ازدواج کرده اند و در این وبلاگ دلنوشته های خود را می نویسند