شاید این چند سطری که می نویسم برای بعضی ها آشنا و برای خیلی ها غریب باشد اما برای من آنقدر آشنا است که ثانیه ثانیه زندگی ام رنگ و بویش را گرفته…

بر خلاف خیلی ها که از چند روز پیش تکاپویشان تهیه هدیه ای برای پدرانشان است تکاپوی من چیز دیگری شده است…

چند وقتی بود جای عکس پدرم روی دیوار خانه مان خاک می خورد و هر روز که جای خالیش را می دیدم دلم می گرفت. این چند وقت همه اش به این فکر بودم تصویری طراحی کنم که در هنگامه هایم به چشم های زیبای پدرم زل بزنم که لبخندش و عمق نگاهش قلبم را آرام کند…

و چه تکاپوی زیبایی بود. همان روز که طراحی تصویرش را شروع کردم و همین روزها که تابلویش را به دیوار خانه مان زدیم و امروز عجب روز پدری شد…

جای شما خالی سال های قبل روز پدر، من بودم و بهشت رضا (ع) و سنگ قبر پدرم. ولی امسال من هستم و عکس روی دیوار همان تصویر پدارمان و انگار دارند به ما نگاه می کنند و گاهی لبخندی هم از همان جا برایمان می فرستند و این تصویر شاید همین یک بیت را کم دارد:

بازهم روز پدر شد و من می دانم

مثل هر سال فقط فاتحه ای می خوانم

می دانم این چند سطر را بعضی ها نه با چشم که با دل می خوانند که با عمق جان می دانند و درکش کرده اند اما هر چه هست دلم به امید آن روز شاد است که روزی چشم ما هم روشن شود. ان شاء الله

نمی دونم دست خودم نیست هر مطلبی مینویسم دوست دارم از آرمیتا و علیرضا یاد کنم آخه هر مناسبتی میشه با خودم میگم امسال اولین باری است که ..... آری امسال اولین سالی است که آرمیتا و علیرضا فرزندان خردسال شهیدان هسته ای کشورم روز پدر را بدون پدر سپری خواهند کرد ...... آری امسال اولین سالی است که روز پدری که ما 26 سال تحمل کردیم را تحمل می کنند.... آری کاش روز پدری وجود نداشت

نه به خاطر ما که پدری نداریم به خاطر این خردسالان که امسال نمی دانند هدیه روز پدر را چه کنند....

روز پدر را به همتون تبریک میگم امسال هم به نظرم مثل هر سال ما یعنی ما دو نفر نه ما یعنی همه فرزندان شاهد مهمان پدارانمان هستیم در روزی که ما اسمشو گذاشتیم دیدار با پدران آسمانی ...

تبریک پیشاپیش گفتم چون می دونم تا روز پدر نخواهم نوشت یا بهتر بگم بغض نخواهد گذاشت بنویسم

[ چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ دو فرزند شهید (جواد و آمنه) ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دو فرزند شهید (جواد و آمنه) در سال 84 ازدواج کرده اند و در این وبلاگ دلنوشته های خود را می نویسند