چند روزی است دلم از روزگار به درد آمده از دنیا و بی رحمیهایش از نامردیهایش برم سراغ اصل مطلب و از همین اول باید یک چیزی رو  با صدای بلند بگم

ما فرزندان شهدا تو دنیا جز مادرانمان هیچ کس دیگه ای رو نداریم و کوچکترین و حتی ذره ای اهانت را به این اسوه های صبر و مقاومت تحمل نخواهیم کرد

حتی اگر ........ نوه امام امت باشد

آری چند روزی به مادرانمان اهانت کرده اند آری چند روزی است به پاکی و قداست همسران شهدا توهین کرده اند و آب از آب تکان نمی خورد مگر ما جر مادرانمان چی داریم؟ مگر مادران ما با شما چه کردند ؟ جز اینکه زمانیکه شما در دامن پدرانتان بودید و از ترس موشکهای دشمن زیر تخت می رفتید این مادران ما بودند که پدرانمان را راهی جنگ و دفاع از این سرزمین کردند؟ منتی نیست وظیفه بوده اما این حقشان نیست بخدا این حقشان نیست

دیگه نمی تونم بنویسم  ای خدا تا کی

فقط مطالب زیر رو بخونید

مشرق

لابلای صفحات اینترنتی به مطلبی برخورد کردم که دیدم عبور از آن ظلم به مظلومیت شهدا و همسران شهداست. خواندم خانم نعیمه اشراقی نوه امام مطلبی را در صفحه فیس بوک خود گذاشته که شاید خواسته با سخره گرفتن این مظلومیت،‌ لحظاتی را به تفریح بپردازد. حالا روی سخنم با اوست:

خانم اشراقی هر که هستی باش و به هرخانواده‌ای که تعلق داری،حرفی نیست. اما این تعلق، تو را مصون نمی کند که در برابر توهین و تحقیری که به زنان دلسوخته شهدا روا داشته ای بگذریم و سکوت کنیم.من خود به خانواده شهدا تعلق دارم. به یک شهید پس از جنگ. هرچند فرقی ندارد شهید، شهید است. بسیار هم با همسران شهدای جنگ و بعد از جنگ همنشین بوده و هستم تاب حرفت را نیاوردم. تنم لرزید. تمام  لحظاتم به درد گذشت و چند دقیقه ای به سکوت و رنج سپری کردم اما در دلم
نه نفرین کردم و نه ناسزا گفتم فقط دوست داشتم کاش نام خانواده مردی بزرگ را یدک نمی کشیدی و اینچنین سخیف نمی گفتی. بگذار نام خمینی و راه خمینی که مردان بزرگی در راه و آرمانش که همان آرمان اسلام ناب است شهید شدند، مقدس بماند. ویرانش نکن!
گمان نکنم درد دل و سختی و رنج و مشقت یک همسر شهید را درک کرده باشی.
یقینا درنیافته ای که اینچنین در صفحه اجتماعی چنان نوشتی که دل بدخواهان امام
خمینی(ره) را هم شاد کردی که از تو خواستند ادامه دهی. دست مریزاد به تو!
دلم طاقت نیاورد از رنجی که بر همسران شهدا رفت دفاع نکنم و سخن نگویم. دانستم دل همه همسران شهدا از توهین تو چنان به درد آمده که مهدی همت را برآشفته کرد.
داغ جنگ و تحریم هنوز بر دل همه مردم ایران هست. بیراهه نیست بگویم بیشترین رنج را همسران شهدا متحمل شدند و بارگران زندگی و تربیت فرزندان را به دوش کشیدند.‌ آن وقت که همسران مظلوم شهدا در تنهایی و دشواری مصائب زندگی را تحمل می کردند و با چشمانی خیس اما دلی پرامید شب را سر می کردند،‌ سالهای جوانی عمرشان را با مشقت گذراندند تا فرزندان و یادگاران شهدا را همچون پدران بزرگوارشان به سرانجامی نیکو رهنمون شوند کمتر از مظلومیتشان سخن رفت وآنان حیا کردند و دم برنیاوردند اما حالا چه راحت این سرمایه های معنوی حراج می شوند!
سخت است برایم بگویم این زنان مظلوم که حالا به میان سالی هم نزدیک شده اند چه سخت بر آنان گذشت این سالها... شاید آن هنگام بودند کسانی که در فروشگاههای مارکهای اروپایی سرگرم خریدهای آنچنانی بودند. چه راحت به سخره گرفتی همه این رنج و دلتنگی ها را ...
حرف آخر اینکه؛ یادداشت را
از صفحه فیس بوکت حذف کردی، رنج دل شکستگی از توهینی را که به همسران مظلوم شهدا به جا گذاشتی چگونه پاک خواهی کرد؟!خاک پای شهدا و خانواده های شهدا بودن لیاقت می خواهد که باید از خداوند بزرگ طلب کرد.

*زیبا اسماعیلی

---------------------------------------------------------------------------------

مشرق - واکنش تند پسر شهید همت به "دُرفشانی‌های اشراقی"

خانم اشراقی دهان باز کرده و دُرفشانی نمودند. یا واقعاً امام خمینی چنان گفتار و تفکر و برخوردی داشته یا خانم اشراقی دروغ می‌گوید و این هم باز باید تذکری باشد به بیت امام و اطرافیان خانم اشراقی که جلوی دُرفشانی‌های گاه و بی‌گاه ایشان را بگیرند.

به گزارش فارس - فرزند شهید محمدابراهیم همت در واکنش به یک یادداشت توهین‌آمیز از نعیمه اشراقی درباره خانواده‌های شهدا در صفحه شخصی‌اش در فیس‌بوک، نوشت:
خانم نعیمه اشراقی دهان باز کرده و دُرفشانی نمودند. چند نکته در مورد گفته‌های ایشان به نظرم رسید که بد ندیدم اینجا بگویم شاید به گوش اطرافیان ایشان رسید:
۱- بهتر است اطرافیان ایشان تذکری به ایشان بدهند تا شاید کمی در گفتارشان تغییر صورت گرفته و این حداقل را درک کنند که هر حرفی را نباید زد و حداقل در هر جایی نباید هر حرفی را گفت.
۲- اولین چیزی که با مطلب زشت ایشان به ذهن می‌رسد، این است که وقتی بچه‌های این مملکت در زیر گلوله و بمب و خمپاره تکه‌تکه می‌شدند، رهبری که خیلی از آن فرزندان ایران به فرمان او راهی جبهه شده بودند، داشته در مورد ایشان و خانواده آن سربازان، شوخی‌های زشت می‌کرده!!!!! این چیزی‌است که مطلب اشراقی به هر ذهنی تزریق می‌کند. آیا چنین کاری تیشه‌زدن به ریشه افکار و شخصیت امام خمینی نیست؟ ایشان نمی‌فهمد با چنان مطلبی تا چه حد وحشتناکی، بنیانگذار جمهوری اسلامی را زیر سؤال برده و خوار و کوچک کرده؟
در هر صورت یا واقعاً امام خمینی چنان گفتار و تفکر و برخوردی داشته (که هر جوری نگاه می‌کنم با عقل جور در نمی‌آید) یا خانم اشراقی دروغ می‌گوید و این هم باز باید تذکری باشد به بیت امام و اطرافیان خانم اشراقی که جلوی دُرفشانی‌های گاه و بی‌گاه ایشان را بگیرند.
۳- اگر واقعاً چنان شوخی بی‌شرمانه‌ای در آن ایام در جامعه شایع بوده، تنها باید گفت شرم بر سازندگان و شرم بر رواج‌دهنده‌های چنان شوخی بی‌شرمانه‌ای. افرادی که آن‌قدر بی‌شعور و نفهمند که این را درک نمی‌کنند که با این ظلم‌ها به خانواده‌های سربازان جنگ‌شان، فقط باعث می‌شوند در جنگ بعدی کسی برای‌شان نجنگد و خواهر و مادر و دختر و باقی زنان فامیل و آشنای‌شان مثل سده‌های گذشته در زیر دست و پای سربازان دشمنان شرقی و غربی قرار بگیرد (اتفاقی که در ابتدای حمله صدام به ایران، در سوسنگرد و هویزه افتاد و سربازان صدام بطور گسترده به زنان و دختران آن دیار تجاوز کردند...) و کشورشان دوباره تجزیه شود و از این هم کوچک‌تر گردد...
اتفاقی که در زمان شاه‌های فاسد و جنایتکار و بی‌کفایت قاجار رخ داد...
اگر عده زیادی نادان و نفهم از شدت سرخوشی و حماقت با همه چیز شوخی دارند، دست روزگار این‌گونه نیست؛ وقتش که برسد آنچنان ضربه‌ای می‌زند که نفهمند از کجا خوردند...
۴- این‌گونه افراد را که می‌بینم حس می‌کنم در جنگ گذشته کلاه گشادی بر سر خانواده‌های کشته‌های جنگ و کل رزمنده‌ها گذاشته شده. رزمنده‌ها در جبهه جنگ و زیر رگبار گلوله و بمب و خمپاره بودند و خانواده‌های‌شان در سخت‌ترین شرایط زندگی می‌کردند (و این سختی بعد از شهادت و جانباز شدن رزمنده‌ها ادامه یافت و گاهی بیشتر هم شد..) و آن‌وقت این خانم که در خوشی تمام به سر می‌برده و سایر افراد مشابهش، چنان تفکر و شخصیتی داشته و دارند و تمام‌شان هم به خودشان افتخار می‌کنند...
حکومت هم که برخورد مشابهی با خانواده‌های سربازان جنگ دارد و در تبلیغاتش خود را مدیون آنها نشان می‌دهد و از کشته‌ها و مجروحین جنگی برای خودش مشروعیت درست می‌کند اما در برخورد با خانواده‌ها چیز دیگری را نشان می‌دهد...
پ.ن : فقط و فقط بخاطر احترامی که برای امام خمینی قائلم از چنین ادبیاتی استفاده کردم وگرنه در برابر شخصی که چنان توهینی به خانواده‌های شهدا نموده الفاظ درخور شأنش را به کار می‌بردم و البته این نگه‌داشتن حرمت، همیشگی نخواهد بود. اگر اطرافیان ایشان تصحیحی در گفتارش صورت ندهند، چاره‌ای جز شکستن حریم‌ها باقی نمی‌ماند.

============================================

همچنین مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار فراری فتنه ۸۸ هم در صفحه  فیس‌بوک خود با واکنش به این مساله اعتراض کرد و برای نعمیه اشراقی نوشت:سرکار خانم نعیمه اشراقی! این جمله‌ای که در مورد همسران شهدای جنگ نوشته‌اید، سخیف است. جمله تهوع آور است این اسمش طنز نیست، جوک نیست.

در پی اعتراضات گسترده به این توهین، نعیمه اشراقی در پاسخ به نامه فرزندش شهید همت این هتک حرمت را به گردن جاعلان انداخت و می نویسد: مگر می توان احترام بی حد و حصر امام به شهیدان و خانواده های آنها را با ذکر کلماتی موهن و بی ارزش از یاد برد؟ همین جا لازم می دانم به صراحت تمام انتساب آنچه در فضای مجازی به امام و از قول من منتشر شده را تکذیب کنم و از خداوند برای جاعلینی که این گونه با احساسات پاک مردم بازی می کنند طلب هدایت نمایم.

وی در ادامه می نویسد که با توجه به دستبرد های چند گانه به صفحه شخصی ام، این صفحه را مسدود می کنم.

با توجه به تکذیب نعیمه اشراقی از جوک منتسب به او، مسیح علی‌نژاد بار دیگر در پستی جداگانه نوشت: «تمام تنم از دروغ درد گرفت. دوستان اصلاح‌طلبی را می‌شناسم که می‌دانند نعیمه اشراقی نه تنها آن کامنت را خودش نوشت بلکه از جک نوشته‌اش در مورد شهدای جنگ در صحبت‌های خصوصی با آن‌ها دفاع هم کرد.

دلایل رد کردن ادعای خانم اشراقی در مورد جعلی بودن کامنت فیس بوکی منتسب به وی را در اینجا بخوانید

[ جمعه ٢٦ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ] [ دو فرزند شهید (جواد و آمنه) ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دو فرزند شهید (جواد و آمنه) در سال 84 ازدواج کرده اند و در این وبلاگ دلنوشته های خود را می نویسند