عيد آمد و باز هم يک غم ديرينه

                                 سلام عيدتون مبارک نميدونم چرا عيد رو دوست ندارم برخلاف همه ! اخه عيد همه ميرن ديدو بازديد و ما .... آره من و آمنه بايد بريم بهشت رضا پيش باباهامون امسال هم که عيد مشهد نيستيم که هيچی آره اين جوری که عيد و رو دوست ندارم راستش وقتی بچه ها را ميبينم که دست تو دست باباهاشون ميرن عيد ديدنی نمی دونيد چه حالی ميشم کاش بابای ما هم بود و .... آره اگه بود که حرف زياد داشتم ميگفتم از سختی هايی که مامان کشيده از تهمتهايی که می زنن از زخم زبونها از همه و همه...

بگذريم عيد همتون مبارک تا بعد از عيد

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
مریم

سلام ! برام دعا کن از خدا بخواه که تو اين عيد من يه بار ديگه پيش بابام سر سفره بشينم خودتون می دونين که چقدر سخته که آدم سر سفره باشه اما باباش با حال خراب تو بيمارستان

elham

سلام / سال نو مبارک / زندگی همين است يک روز شادی و روز ديگر غم / به هرحال اميدوارم شما در کنار آمنه خانم زندگی سراسر نشاط را داشته باشيد ./ از راهنماييتون ممنونم/ ميريد زيارت مارو فراموش نکنيد / التماس دعا / ضمنا فارغ التحصيليتو تبريک می گم / حق نگهدارت